خب سلام !
فک کنم بعد از یک ماهه دارم مینویسم !
شاید بیشتر شایدم کمتر ...
در روز جاری 15 آبان 95 سند طلاقم مهر خورد ...
بعد از دو ماه بی خبری از همسر سابقم و خانوادش بالاخره ده روز پیش یکی از اشناها رو واسطه کردن و جلو فرستادن که ببینن نظر ما چیه ...
منم طبق اخلاقیات بد خودش و خانوادش قطعا نظرم رو طلاق بود خصوصا این چند بار اخر که رسما بهم توهین میکرد ...
و حالا چیزای نوین مثل سیگار کشیدن رو ازش کشف کردم ...
دیگه ادامه دادن باهاش برام مقدور نبود علاوه بر اینکه مادرم پشت سر هم خوابهای بد میدید ! منو تو لباس عروس مشکی !
و اینکه به شدت از این شخص متنفر شده بودن ... دیگه ادامه ی راه رو صلاح نمیدونستم ...
خلاصه بعد از یک هفته درگیری فکری در زمان حاضر خیالم راحت شد ....
خصوصا با رفتارای امروزش مطئن شدم رفتارم درسته ....
علاوه بر اینکه مهریه نگرفتم حتی پول آرایشگاه هم که میرفتم ازمون گرفت اما خب خدا رو شکر شرش کنده شد و دوباره من به دوران مجردیم برگشتم ....
خدایا شکرت که هوامو داری ...
برچسب:
نویسنده: پرهام کریمیان