35... طلاق ما!
خب سلام ! فک کنم بعد از یک ماهه دارم مینویسم ! شاید بیشتر شایدم کمتر ... در روز جاری 15 آبان 95 سند طلاقم مهر خورد ... بعد از دو ماه بی خبری از همسر سابقم و خانوادش بالاخره ده روز پیش یکی از اشناها رو واسطه کردن و جلو فرستادن که ببینن نظر ما چیه ... منم طبق اخلاقیات بد خودش و خانوادش قطعا نظرم رو طل...
36....این روزهای من: )
خب سلام :) خوبین ؟ منم خوبم ... این روزها حس های خوب زیاد دارم ... همینکه فکرم درگیر یه آدم بیخیال نیست و دغدغه ندارم حالم خوبه ... بعد از یکسال باز تازه دارم حس زندگی رو درک میکنم ... بی دغدغه .. آروم ... و البته خوشحال ... فقط فضولیه بعضی آدما گاهی اذیتم میکنه ! واسه خاطر اینکه میگن وای چرا جدا شد...
37....حالِ خوبِ من این روزها: )
37....حالِ خوبِ من این روزها :) تقریبا نزدیک یک ماهه که آپ نکردم... راستش هم حسش نیست هم اینکه سرم فوق العاده شلوغه ... دانشگاه و تحقیق های سخت ارشد و درسای سخت و جزوه ها یک طرف باشگاه و کلاس زبان از یه طرف ! حسابی سرگرمم کردن... و اینکه چیزی هم برای نوشتن به ذهنم نمیرسه ... زندگیم رو به راهه ... حا...
36....این روزهای من :)
خب سلام :)خوبین ؟ منم خوبم ... این روزها حس های خوب زیاد دارم ... همینکه فکرم درگیر یه آدم بیخیال نیست و دغدغه ندارم حالم خوبه ... بعد از یکسال باز تازه دارم حس زندگی رو درک میکنم ... بی دغدغه .. آروم ... و البته خوشحال ... فقط فضولیه بعضی آدما گاهی اذیتم میکنه ! واسه خاطر اینکه میگن وای چرا جدا شدی...
37....حالِ خوبِ من این روزها :)
تقریبا نزدیک یک ماهه که آپ نکردم...راستش هم حسش نیست هم اینکه سرم فوق العاده شلوغه ... دانشگاه و تحقیق های سخت ارشد و درسای سخت و جزوه ها یک طرف باشگاه و کلاس زبان از یه طرف ! حسابی سرگرمم کردن... و اینکه چیزی هم برای نوشتن به ذهنم نمیرسه ... زندگیم رو به راهه ... حالم خوبه ... و کم کم اون روزهای تل...
35... طلاق ما !
گذشته ی من گذشت ... حتی میتوانم بگویم در گذشت ! و من برایش ماه ها و روزها سوگواری و سکوت کردم .. خاطراتم را زیر و رو کردم و ای کاش های فراوانی گفتم ! ولی دیــــــــــگر بــــــــــس است ! من به آرزوهای شیرینم می اندیشم ... من به شروعی دیگر می اندیشم ! ادامه بدون رمز ...
30 ... :)
جدایی !!!! آخرین راه حل .... و این شد پایان داستان من ....
29...حقیقت !!!!
چیزی ویرانگرتر از این نیست که ذریابیم ! فریب همان کسی را خورده ایم که باورش داشتیم !!!
25.... سالگرد عقدمون مبارک :)
امروز سالگرد عقدمونه :) الانم با گوشی دارم اینو مینویسم که به تاخیر نیفته! اما شب یا نهایتا فردا میام و ادامه رو کامل میکنم :) خیلی وقته وب نیومدم به همتونم میام سر میزنم دوستیا :) فعلا :*)
26...این مدت !
گاهی نه آشنا درد را می فهمد نه حتی صمیمی ترین دوست گاهی باید تنهایی ، درد را فهمید تنهایی ، خلوت کرد تنهایی ، آرام شد و تنها خدا می داند چه می گذرد در دلت . . .
27...کمی دلتنگانه...
از خواب خسته ام ... به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم ... چیزی شبیه به بیهوشی ! برای زمانی طولانی ... شاید هم از بیداری خسته ام ! از اینکه بخوابم ! و تهش بیداری باشد ... کاش میشد سه سال یا شش سال یا نه سال خوابید ! و بعد هم بیدار شد .. نشد هم نشد !