35... طلاق ما!
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/28 | ساعت: 3:46
خب سلام ! فک کنم بعد از یک ماهه دارم مینویسم ! شاید بیشتر شایدم کمتر ... در روز جاری 15 آبان 95 سند طلاقم مهر خورد ... بعد از دو ماه بی خبری از همسر سابقم و خانوادش بالاخره ده روز پیش یکی از اشناها رو واسطه کردن و جلو فرستادن که ببینن نظر ما چیه ... منم طبق اخلاقیات بد خودش و خانوادش قطعا نظرم رو طل...
36....این روزهای من: )
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/28 | ساعت: 3:46
خب سلام :) خوبین ؟ منم خوبم ... این روزها حس های خوب زیاد دارم ... همینکه فکرم درگیر یه آدم بیخیال نیست و دغدغه ندارم حالم خوبه ... بعد از یکسال باز تازه دارم حس زندگی رو درک میکنم ... بی دغدغه .. آروم ... و البته خوشحال ... فقط فضولیه بعضی آدما گاهی اذیتم میکنه ! واسه خاطر اینکه میگن وای چرا جدا شد...
37....حالِ خوبِ من این روزها: )
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/28 | ساعت: 3:46
37....حالِ خوبِ من این روزها :) تقریبا نزدیک یک ماهه که آپ نکردم... راستش هم حسش نیست هم اینکه سرم فوق العاده شلوغه ... دانشگاه و تحقیق های سخت ارشد و درسای سخت و جزوه ها یک طرف باشگاه و کلاس زبان از یه طرف ! حسابی سرگرمم کردن... و اینکه چیزی هم برای نوشتن به ذهنم نمیرسه ... زندگیم رو به راهه ... حا...
36....این روزهای من :)
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/27 | ساعت: 9:58
خب سلام :)خوبین ؟ منم خوبم ... این روزها حس های خوب زیاد دارم ... همینکه فکرم درگیر یه آدم بیخیال نیست و دغدغه ندارم حالم خوبه ... بعد از یکسال باز تازه دارم حس زندگی رو درک میکنم ... بی دغدغه .. آروم ... و البته خوشحال ... فقط فضولیه بعضی آدما گاهی اذیتم میکنه ! واسه خاطر اینکه میگن وای چرا جدا شدی...
37....حالِ خوبِ من این روزها :)
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/27 | ساعت: 9:58
تقریبا نزدیک یک ماهه که آپ نکردم...راستش هم حسش نیست هم اینکه سرم فوق العاده شلوغه ... دانشگاه و تحقیق های سخت ارشد و درسای سخت و جزوه ها یک طرف باشگاه و کلاس زبان از یه طرف ! حسابی سرگرمم کردن... و اینکه چیزی هم برای نوشتن به ذهنم نمیرسه ... زندگیم رو به راهه ... حالم خوبه ... و کم کم اون روزهای تل...
35... طلاق ما !
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/21 | ساعت: 1:10
گذشته ی من گذشت ... حتی میتوانم بگویم در گذشت ! و من برایش ماه ها و روزها سوگواری و سکوت کردم .. خاطراتم را زیر و رو کردم و ای کاش های فراوانی گفتم ! ولی دیــــــــــگر بــــــــــس است ! من به آرزوهای شیرینم می اندیشم ... من به شروعی دیگر می اندیشم ! ادامه بدون رمز ...
30 ... :)
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/4 | ساعت: 15:21
جدایی !!!! آخرین راه حل .... و این شد پایان داستان من ....
29...حقیقت !!!!
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/31 | ساعت: 12:08
چیزی ویرانگرتر از این نیست که ذریابیم ! فریب همان کسی را خورده ایم که باورش داشتیم !!!
28...دلتنگانه !
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/24 | ساعت: 19:48
با گوشی پست گذاشتم میام درستش میکنم ...
18...سالگرد قمری خواستگاری !
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/19 | ساعت: 14:14
ادامه با عجله
20...فلش بک به یک سال قبل !
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/19 | ساعت: 14:14
آغوش تو ! هیچ بعدی ندارد ... واردش که میشوی ! زمان بی معنی میشود ....
21...فلش بک به یک سال قبل قسمت دوم :)
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/19 | ساعت: 14:14
تو کامنت بنویسید ببینم اهنگ وب براتون میخونه ؟
22...فلش بک به یکسال گذشته قسمت سوم :)
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/19 | ساعت: 14:14
بنشین ! که تو را نیست کسی ! یار تر از من ....
23...کمی دلتنگانه !!!!! و کمی طولانی !
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/19 | ساعت: 14:14
وقتی یکی توانایی گند زدن به اعصابتون رو داره ! بدونید که : بله ! متاسفانه دوستش دارید ... خوندن پست پایینی فراموش نشه ها !
24...فلش بک به یکسال قبل!قسمت چهارم...این قسمت جشن نامزدی...
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/19 | ساعت: 14:14
لذت دنیاداشتن کسی استکه دوست داشتنشحواسی برای آدم نمی گذارد . . .
25.... سالگرد عقدمون مبارک :)
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/19 | ساعت: 14:14
امروز سالگرد عقدمونه :) الانم با گوشی دارم اینو مینویسم که به تاخیر نیفته! اما شب یا نهایتا فردا میام و ادامه رو کامل میکنم :) خیلی وقته وب نیومدم به همتونم میام سر میزنم دوستیا :) فعلا :*)
26...این مدت !
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/19 | ساعت: 14:14
گاهی نه آشنا درد را می فهمد نه حتی صمیمی ترین دوست گاهی باید تنهایی ، درد را فهمید تنهایی ، خلوت کرد تنهایی ، آرام شد و تنها خدا می داند چه می گذرد در دلت . . .
27...کمی دلتنگانه...
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/19 | ساعت: 14:14
از خواب خسته ام ... به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم ... چیزی شبیه به بیهوشی ! برای زمانی طولانی ... شاید هم از بیداری خسته ام ! از اینکه بخوابم ! و تهش بیداری باشد ... کاش میشد سه سال یا شش سال یا نه سال خوابید ! و بعد هم بیدار شد .. نشد هم نشد !